محمد سعيد جانب اللهى
290
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
دزدىدرمانى در اردكان از خانهء شخص خسيسى چيزى بدزدند و بپزند و غذاى آن را به مريض بدهند و معتقدند كه بدخلقى و عصبانيت آن شخص سبب هول و هراس بيمار مىشود و در او ايجاد هيجان و ترس مىكند و بيمارىاش بهبود مىيابد ، پس از آن ديگ را با مبلغى پول كه معادل غذاست به صاحبش برمىگردانند . گاهى مرغ يا خروس شخص بخيل را مىدزدند و مىكشند و به بيمار مىخورانند ( طباطبايى : 676 ) . در تهران يك چيز خوراكى كه از خانهء خويش و آشنايى كه به خشكدستى بنام است بىآنكه بفهمد مىدزدند و آن را به بيمار نوبهزده مىخورانند . پس از بهبودى ، بهاى آن خوراكى را اگر بهادار باشد به صاحبش مىپردازند . بيمارى كه نوبهاش كهنه و سالديده باشد ، كسانش بهترين و عزيزترين مرغ تخمكن همسايهء خانهء ديواربهديوار خانهشان يا يكى از خانههاى كوچهشان را پنهانى مىدزدند و مىكشند و خوراك مىپزند و به او مىخورانند . آنگاه پس از بهبود بيمار مرغى به جاى آن مرغ مىخرند و به صاحبش مىدهند ، يا اينكه ارزش مرغ را تخمين مىزنند و پول آن را به صاحبش مىپردازند ( بلوكباشى : 133 ) . در ميبد خروس آدم خسيس را مىدزديدند و كشته مىخوردند همچنين ديگ آبگوشت يا هفت كليد خانهء رو به قبله را مىدزديدند . درمان اين مرض از طريق حرص دادن و چزاندن ديگران بود . عدد هفت در شيوهء درمان مردم بوشهر و در اينجا يادآور رابطهء اين عدد با ستارهء زحل و تب نوبه در بيان ابن سينا و جرجانى است كه قبلا به آن اشاره شد ( جانب اللهى ، 1390 : 421 ) . گناهدرمانى در اصفهان شوهر زن سختزا بالاى بام مىرفت و اذان بىموقع مىگفت ( جانب اللهى ، آذرمهر : 45 ) . در بافق شوهر زن زائو به پشت بام مىرفت ، و اذان بىموقع مىگفت ( جانب اللهى ، 1384 : 127 ) . در ميبد نيز اذان بىموقع مىگفتند و شمعى كه از مشهد براى دستهء شام غريبان آوردهاند نيمسوخته از دست سينه زن مىگيرند و خاموش مىكنند و نزد خود نگه مىدارند و آن را بالاى سر زن سختزا روشن مىكنند . در مسجد را مىكندند و در آب مىانداختند . چون همه اين كارها گناه دارد باعث فارغ شدن زن مىشود ( همو ، 1390 : 419 ) . در شاهيندژ ( آذربايجان ) يك مرد به پشت بام مىرود و براى گفتن اذان طورى رو به قبله مىايستد كه زن حامله درست زير پايش باشد بعد چارقد آن زن را به زير پاى خود مىاندازد و مشغول گفتن اذان مىشود ( صالحى : 29 ) .